![]() |
![]() |
|
| داروگ |
|
قسمتی از سوال و جواب مرد اعرابی از رسول اکرم (ص):
عرض کردم: می خواهم داناتزین مردم باشم حضرت فرمود: از خدا بترس :از دشمن به من آفتی نرسد :همیشه به خدا توکل کن:با آتش دوزخ نسوزم :چشم و زبان خود ببند :در چشم مردم خوار نباشم : پرهیزکار باش :از خاصان درگاه خدا باشم :شب و روز قران بخوان :همیشه در رحمت حق باشم :با خلق خدا نیکی کن :سنگین ترین مردم باشم :از کسی چیزی نخواه (( بحار الانوار ))
|
|
+ به رشته ي تايپ درآمده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 17:53 توسط تهمتن |
|
|
تمام توانش را جمع کرد تا از سنگ بالا برود. فقط چند قدم دیگر مانده بود. بالاخره رسید... حالا در بالاترین نقطه ی دنیا ایستاده بود. با غرور پشتش را راست کرد و به دور و بر نگاهی انداخت. بله! اینجا بلندترین جای جهان بود. بادی به غبغب انداخت و رو به جهان زیر پایش فریاد کشید: آهای! به من نگاه کنید، دیگر بالاتر از من چیزی می بینید؟ چه کسی را جز من یارای این کار بود؟ این من هستم. تنهای تنها در اوج...! پرنده در حالی که چوب کوچکی در منقار داشت با نگرانی به پایین خیره شد. باز یک مزاحم دیگر روی لانه ی نیمه سازش ایستاده بود.
(این متن رو از اینجا کش رفتم)
|
|
+ به رشته ي تايپ درآمده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 14:17 توسط تهمتن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
| به رشته ي تايپ درآمده هاي پيشين |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 شهریور 1384 مرداد 1384 |
| اينام خوبن ببينين |
|
.....:::YOU NEVER HAVE ME ( khamoshi-e-akbar)::..... زن روزهای برفی دوست دانشگاهی سلام راز گل سرخ چشم انتظاران سکوت شبانه گل ارکیده يه مسافر تنها خاموشی تقوای ما نیست |
|
RSS
|